آموزش سریع نویسندگی از مبتدی تا حرفه ای

تعریف  داستان«داستان، خلق شخصیت‌های باور کردنی، تشریح روابط آن شخصیت‌ها، و مواجه کردن آنها با وقایع و حوادث، در نثری خلاقانه و برامده از تجربه و نوآوری نویسنده است.»
این تعریف شاید مورد توافق همگان نباشد، اما به هر حال ابعاد کلی داستان امروزی را نشان می‌دهد...


برچسب‌ها: کارگاه داستان نویسی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید جعفری در ساعت  | لینک  | 

شخصیت پردازی :
نوشتن راجع به اشخاص، تمرین دیگر برای نوشتن است . بدون آدمها داستانی وجود نخواهد داشت ...


برچسب‌ها: کارگاه داستان نویسی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید جعفری در ساعت  | لینک  | 

زاویه دید در داستان:
زاویه دید 1 یا زاویه روایت، نمایش دهنده شیوه ای است که نویسنده با آن، مصالح و مواد داستان خود را به خواننده ارائه می دهد ...


برچسب‌ها: کارگاه داستان نویسی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید جعفری در ساعت  | لینک  | 

«حضرت محمد (ص): بهشت زیر پای مادران است.»

وای، بازهم لباس هایم کثیف و چروک شدند!...


برچسب‌ها: داستانک
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید جعفری در ساعت  | لینک  | 

شهادت شارع دین،اشرف مخلوقات، حضرت محمد مصطفی (ص) و نوه ایشان، کریم آل عبا، امام حسن مجتبی (ع) تسلیت باد.


برچسب‌ها: تسلیت
نوشته شده توسط حمید جعفری در ساعت  | لینک  | 

بیشتر نویسندگان همیشه درگیر پبدا کردن بهترین نقطه برای شروع داستانشان هستند و گاهی ماه ها به دنبالش می گردند و در آخر می گویند: گشتیم نبود نگردید...خنده...


برچسب‌ها: کارگاه داستان نویسی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید جعفری در ساعت  | لینک  | 

قانون علت و معلول، شاید در تمام دنیا هوادار داشته باشد و خیلی از خیلی ها به این قانون معتقدند.این قانون به خلاصه یعنی هر چیزی علتی دارد و هیچ کاری بدون علت انجام نمی گیرد...


برچسب‌ها: کارگاه داستان نویسی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید جعفری در ساعت  | لینک  | 

بارها...و بارها این جمله مبهم و مغلق را در اصول داستان نویسی از اساتید بزرگ شنیده ایم ولی تا به حال به مفهوم آن توجه کرده اید...


برچسب‌ها: کارگاه داستان نویسی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید جعفری در ساعت  | لینک  | 

یادم می آید وقتی استاد عزیزم(که خداوند، این سرمایه ملی را برای ایران و ایرانیان حفظ کند) گفتند: مرحله اول نویسندگی، خواندن خواندن خواندن است، من با رندی گفتم : استاد البته بعضی از بزرگان می گویند که: بنویس بنویس بنویس...


برچسب‌ها: کارگاه داستان نویسی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید جعفری در ساعت  | لینک  | 

فس تو سينه هر سه تامون حبس شده بود, هيچ كس حاضر نبود از جاش تكون بخوره و گذر ثانيه ها.
دوباره سرهنگ گفت: ميگم يكيتون بياد جلو.
نه كسي حركتي كرد و نه سخني گفت. انگار سه تا ميت ته ماشين بودند و گذر ثانیه ها.
سرهنگ كه ديگه كلافه شده بود با فريادي از عصبانيت گفت: نمياييد, باشه......سه نفر بعدي. 

برچسب‌ها: داستانک
نوشته شده توسط حمید جعفری در ساعت  | لینک  |